دردسرهای علی کریمی، جادوگر شهر آذر

کریمی چرا به تبریز رفت؟ چطور به این شهر رسید؟ الان کجا زندگی می کند و حالش چطور است؟ کریمی در تراکتورسازی چه می خواهد و به کجا می رسد؟ او در این سن چطور زندگی می کند و چطور اینقدر آماده است؟ ... به این سوالات هر سوالی که دلتان می خواهد اضافه کنید.

 این یک گزارش همشهری جوانی از متن و حاشیه زندگی جادوگر فوتبال ایران در تبریز است. گزارشی که مطمئن باشید قسمت های زیادی از آن را تا به حال جایی نخوانده اید.


گزارشی از همه اتفاقاتی که در روز اول حضور علی کریمی در تبریز افتاد و پیدا کردن جواب برای یک سوال؛ چرا تبریز؟

استقبال 3 هزار نفری از کاپرفیلد


برای علی کریمی که سال های متمادی زندگی در اروپاتو حاشیه خلیج فارس را تجربه کرده، حضور در تبریز رنگ دیگری داشت. مشکلات او با هواداران آذری باعث شک و دودلی او برای حضور در این شهر شده بود. همه هم تصور می کردند که کریمی روزهای خیلی خوبی با هواداران این تیم نداشته باشند. شاید به همین دلیل بود که بلیت ساعت 22:55 دقیقه برای حضور در جمع آذری ها را رزرو کرد تا کمتر با هواداران تبریزی رو در رو شود.

او البته دلایل خوب و محکمی برای انتخاب تبریز داشت اما به هر حال ترجیح می داد که در روز اول حضور در تبریز با جمعیت زیادی روبرو نشود. در کنارش هم جواد کاظمیان حضور داشت که با تجربه نیم فصل بازی در پیراهن تراکتورسازی کم و بیش با جو این شهر آشناست. کریمی حساب همه جای کار را کرده بود که شروعی خوب در تبریز داشته باشد و حاشیه ها سبب دردسرش نشود.

پرواز تهران – تبریز نیمه شب در دیار شهریار فرود آمد و جادوگر بعد از 10 دقیقه معطلی برای تحویل گرفتن چمدانش که وسایل ضروری را در آن جا داده، به خروجی فرودگاه رفت. کریمی همان جا کپ کرد. حدود 2500 هوادار آنجا منتظرش بودند و تشویقش می کردند. تراکتورسازی که به کمک کانون هواداران این تیم سازماندهی شده اند، منتظر ستاره سال های اخیر فوتبال ایران و مرد دوم آسیا در سال 2013 هستند.

تشویق های بی امان آذری زبان ها که با ته لهجه شیرینی هم همراه بود یخ کریمی را شکست و ناراحتی های چند روز اخیر و نامهربانی های ائتلاف علی دایی و محمد رویانیان برای حذفش را با هم فراموش کرد.

او خودش را میان هواداران تبریزی رها کرد و ساعت هم فراموش شد. گرفتن عکس یادگاری با هواداران و شال گردن تراکتورسازی وقت زیادی از کریمی گرفت و او بیشتر از یک ساعت وقتش را به هواداران سینه چاک تراکتورسازی و مسافرانی که حالا از حضور شماره 8 محبوب فوتبال ایران باخبر شده بودند اختصاص داد.

در میان بنرهایی که برای حمایت از کریمی به فرودگاه آورده شده، دو بنر جلب توجه می کند. اولین بنر که در آن کریمی را کامل کننده طوفان تراکتورسازی معرفی کرده بود و دومی که روی آن نوشته شده بود: «کریمی به دره مرگ خوش آمدی».

این بنر هنوز هم یک علامت سوال برای شماره 8 است. او می خواهد بداند که تهدیدش می کردند یا ... طرفداران یک لقب جدید هم برای کریمی دارند. آنها فریاد می زنند؛ «کریمی کاپرفیلد».


ائل گلی نه، فقط ولیعصر

جواد کاظمیان صمیمی ترین دوست علی کریمی در سال های اخیر، میزبان او در روزهای اول حضورش در تبریز است؛ مخصوصا در روزهای اول که هنوز مکان خاصی برای ستاره در نظر گرفته نشده و علی کریمی هم شناختی از منطقه ندارد. کریمی در آن روزها ترجیح می داد چند روزی در ساختمان زیبای جواد کاظمیان بماند که مشرف به زیباترین پارک تبریز بود.

ائل گلی (استخر و گل) یکی از بناهای تاریخی تبریز به حساب می آید که روزانه هزاران تبریزی است که برای ورزش و تفریح به این منطقه می آیند اماکافی بود علی کریمی پنجره طبقه دوم منزل جواد کاظمیان را باز کند تا با یکی از زیباترین مناظر طبیعی تبریز روبرو شود.

ستاره اما از جاهای شلوغ فراری است و به همین دلیل پیشنهاد کاظمیان برای جایگزینی با او را رد می کند. شماره 8 بعد از کمی پرس و جو منطقه ولیعصر را برای اسکان انتخاب می کند؛ منزلی 6 طبقه با کاملترین امکانات.

همسر آذری علی آقا


چرا تبریز؟ در روزهای اول هنوز هیچ کس جواب این سوال را نمی دانست. علی کریمی در طول سال های بازیگری اش تیم ها و مناطق مختلفی را تجربه کرده اما در ایران هیچ وقت پیراهن تیمی شهرستانی را نپوشیده. برای خیلی ها این سوال مطرح بود که چرا علی کریمی به پیشنهاد فولاد حسین فرکی (یکی از مربیانی که واقعا برای او احترام قائل است)، ملوان انزلی (اصالت شمالی دارد و مازیار زارع و درودگر از دوستان نزدیک او به حساب می آیند)، نفت تهران (با توجه به تهرانی بودن نفت و حضور یحیی گل محمدی نزدیکترین گزینه به حساب می آمد) و سپاهان (تیمی که همیشه شانس قهرمانی است) جواب نداد و یکدفعه سر از تراکتورسازی درآورد. دوستان نزدیک علی کریمی از پافشاری های همسر او می گویند.

چرا همسر کریمی باید به حضور او در تبریز علاقه داشته باشد؟ آذری بودن همسر علی کریمی برای اصرارهای همیشگی او در تمام مدتی که روزنامه ها به دنبال راهی برای حضورش در پرسپولیس بودند کفایت می کرد. همسر کریمی از او خواست اگر قرار به پایان فوتبالش است، حداقل یک سال هم در تبریز توپ بزند.

آن تایم می شویم


اینطورکه خودش می گوید روزهای اول حضورش در تبریز به نوعی برایش تداعی کننده روزهای بایرن مونیخ بود. روهای بی کسی و فراموشی. کریمی همیشه بی اعتنا به تیترهای روزنامه بود و همچنان هم هست، مگر اینکه هدف خاصی را دنبال کند!

کریمی در روزهای اول حضورش در تبریز، کاظمیان را مامور خرید روزنامه ها کرد. او به دنبال این بود که متوجه شود رویانیانو حتی دایی درباره او چه اظهارنظری کرده اند. به هر حال کریمی در روزهای اول حضورش با توجه به مشکلاتی که پشت سر گذاشته بود، در تمرینات سرد و بی روح حاضر می شد و برخلاف دورانش در پرسپولیس که عادت داشت یکی دو ساعت زودتر بیاید و دیرتر از همه هم درفشی فر (محل تمرین پرسپولیس) را ترک کند، با سوت جلالی تمرین را ترک می کرد و به سمت رختکن می رفت.

اگر هواداران سینه چاک تراکتور نبودند، او بعد از کمی رسیدن به سر و وضعش به سمت خانه اش حرکت می کرد اما عکس گرفتن و امضای یادگاری به طرفدارانش در هر تمرین حدود نیم ساعت از وقت جادوگر را می گرفت و همچنان می گیرد.

اما داستان تمرینات او این روزها بسیار تغییر کرده و همینطور است که مدام مجید جلالی از حرفه ای بودن و تمرین کردنش حرف می زند. اوحالا کاملا در تبریز جا افتاده و به همان ستاره ای که لازم است برای تراکتورسازی تبدیل شده.


همسایه های کریمی در تبریز درباره او چه می گویند؟

بچه شیر پاک خورده ای است


در خیابان ولی عصر تبریز دیگر هیچ جنبده ای نیست که آمار خانه کریمی را نداشته باشد. گزارشی که می بینیدمصاحبه با این افراد در مورد جادوگر است.

خوشحالم همسایه مان شده


آقا محمد درست در روبروی ساختمان علی کریمی کیوسک مطبوعاتی دارد. کریمی روزنامه می خواند؟ «خودش برای خرید روزنامه نیامده اما یکی دو بار جواد کاظمیان برای خرید روزنامه آمده. از آمدن کریمی به تبریز خیلی خوشحالم و از اینکه همسایه او هستم، بیشتر خوشحالم. در این مدت خیلی ها به بهانه خرید یا خواندن روزنامه کنار دکه می آیند و گاهی ساعت ها منتظر می مانند تا کریمی را ببینند.»

خیلی خاکی است، خوشم اومد


میوه فروش محله می گوید یک بار کریمی برای خرید میوه به مغازه اش آمده. «میوه زیادی نخرید. به نظرم تنها زندگی می کند و برای اینکه میوه خراب نشود از هر نوع که دوست داشت یک مقدار خرید. نگذاشت به او تعارف بزنم و خیلی ریلکس پول آن را حساب کرد و رفت. خیلی خاکی است.ما آذری ها همه تراکتوری هستیم. هر بازیکنی هم که به موفقیت تراکتورسازی کمک کند، دوست داریم از او حمایت کنیم.»

شیر پاک خورده، مشکلی از او ندیدم

معلوم بود که حواسش به همه چیز است. پرسید برای چه می خواهید عکس بگیرید؟ اصلا چرا از علی کریمی می پرسید. گفت که معتمد محل است و همه را می شناسد: «کدخدای اینجا هستم و سعی می کنم به همه کمک کنم. متوجه شده ام که علی کریمی به اینجا آمده و حواسم به او هم هست. جلوی منزلش خیلی شلوغ است و خیلی ها منتظر می مانند تا تمرینات یا بازیش تمام شود تا او را ببینند. الحق هم بچه شیر پاک خورده ای است و در این مدت مشکلی از او ندیده ام. کریمی در این مدت خیلی خوب با این محیط اخت شده است و حتی یکی دو بار دیده ام پیاده روی می کرد.»

دست دراز کرد تا دست بدهیم


نگهبان محله، یک آقای خوش لهجه و خوش برخورد است: «روز اول که دیدمش باورم نمی شد. علی کریمی اینجا؟ خیلی خوب بود.جلو رفتم و سلام کردم. خیلی گرم برخورد کردو جوابم را داد و حتی خودش برای دست دادن پیشقدم شد. درباره تراکتور با او حرف نزدم. یعنی فرصت نشد که حرف بزنم. به نظرم برای خرید بیرون آمده بود.پای پیاده بود و حدود چند قدمی را با او همراه شدم. بعد از آن روز دیگر ندیدمش، البته پای پیاده ندیدمش، وگرنه هر شب بعد از اینکه از تمرینات برمی گردد، می بینمش که با اتومبیلش به خانه می رود.»


گزارش مصاحبه ای از جزییات زندگی شخصی علی کریمی و همه خصوصیات رفتاری و علایق اسطوره

جادوگر فیلم باز، آقای سیاه پوش


دریبل ها، گل ها و پاس های استاد در همه این سال ها اینقدر جذاب بوده که کسی سراغ جزییات زندگی اش نرود. علی کریمی معمولا اجازه نمی دهد کسی اینقدر به او نزدیک شود که بتواند از جزییات زندگی اش سردربیاورد. هر از چندگاهی هم یک مصاحبه آتشین می کند و کل فوتبال ایران را به هم می زند. او همین امروز هم خصوصیاتش را حفظ کرده اما کیست که دوست نداشته باشد بداند کریمی طرفدارت کدام تیم اروپایی است؟ چطور غذا می خورد؟ چطور وقتش را می گذراند و سلیقه اش چطور است؟ چه ماشین هایی داشته و .... این یک گزارش مصاحبه است که در مورد بعضی از قسمت هایش با خود علی کریمی حرف زده ایم.

در سلیقه علی کریمی در چیدمان وسایل خانه اش نمی توان شک کرد. تکنیکی ترین بازیکن آسیا در چیدمان خانه هم تکنیک های خاص خودش را به کار می برد اما یکی از نکات قابل توجه در چیدمان خاص خانه اش در بریز به رنگبندی پرده ها و فرش هایش مربوط می شود. رنگ سیاه! در بیشتر لوازم خانه اش از این رنگ استفاده شده است. به هر حال به نظر می رسد با توجه به اینکه بیشتر رهگذرانی که از بازار سنگفرش خیابان ولیعصر عبور کردهاند، متوجه تازه وارد معروف شده باشند.

کمتر کسی است که هنگام عبور از چهار راه این خیابان با دست اشاره ای به ساختمان نمای کامبوزیت نکندو طبقه ششم را نشان ندهد. همین مساله و مکث چند ثانیه ای باعث شده تا گاهی در این چهار راه با ترافیک شدیدی روبرو باشیم. کریمی ترجیح داده پرده های خانه اش از مخمل مشکی دوخته شود و کمترین دیدی از بیرون داشته باشد تا از مزاحمت های احتمالی جلوگیری شود.

تا اینجای کار مشکلی وجود ندارد و حتی می توان با تماشای پرده های خوش دوخت به سلیقه اش نمره قبولی داد اما وقتی با فرش و تابلوهای مشکی او مواجه می شوید، کمی نگران می شوید. این را در کنارت ناراحتی هایش در روزهای اول حضورش در تبریز و شادی نکردن هایش بعد از گلزنی قرار بدهید تا نگرانی هایتان چند برابر شود. آیا او افسرده شده است؟


عاشق رئال هوادار میلان

شاید خیلی ها ندانند که علی کریمی در فوتبال جهان طرفدار کدام تیم است اما دوستان نزدیکش که حرص و جوش خوردن های او در تماشای فوتبال دو تیم میلان ایتالیا و رئال مادرید مقابل حریفانشان را دیده اند می توانند گواهی دهندن که جادوگر سابق و کاپرفیلد کنونی از طرفداران دو آتیشه این دوتیم است.شاید همین مساله باعث شده او علی رغم مصدومیت و بدون اجازهاز مسوولاناستیل آذین نبرای دیدار مقابل آ ث میلان راهی دبی شود.

کریمی در لیگ قهرمان اروپای فصل گذشته هم طرفدار رئال بودو حرص و جوش زیادی بعد از پیروزی 2- صفر رئال مقابل دورتموند و درنهایت حذف این تیم به دلیل پشکت در وست فالن (استادیوم دورتموند) خورد. همین اتفاق هم باعث شد تا او قید تماشای فینال لیگ قهرمان فصل گذشته و بازی دو تیم دورتموند و بایرن مونیخی که در آن بازی کرده بود را بزند و مانند همیشه و سر وقت بخوابد! حضو ردر استادیوم سانتیاگو برنابئو به همراه شالکه در لیگ قهرمانان اروپا یکی از خاطرات خوب کریمیاست که از عکس های آن بازی در آلبومش به خوبی نگهداری می کند.

وقتی کریمی مراسم اسکاتر را دنبال کرد


او به فیلم های ایرانی بیش از فیلم های روز دنیا علاقه دارد. دیدن سریال های ایرانی چیزی است که معمولا اوقات او را پر می کند. یکی از بازیکنان همدروه کریمی از رلوزهای اردوی تیمملی اینطور تعریف می کند: «علاقه علی به فیلم های ایرانی واقعات غیرقابل باور است. زمانی که یک سریال پرطرفدار از تلویزیون پخش می شد، او زما نغذایش را طوری تنظیم میکردکه بتواند آن را تماشا کند! حتی بعضی از بازیکنان تیم ملی را هم تشویق به دیدن این فیلم می کرد.»

یکی از خبرنگاران که برای مصاحبه با کریمی به اردوی تیم ملی رفته بود، ماجرا را اینطور تعریف می کند: «حدود دو سال پیش برای مصاحبه با کریمی به اردوی تیم ملی در هتل اوین رفتم. کریمی به همراه جمعی از بازیکنان مانند مازیار زارع، پژمان منتظری، محمدرضا خلعتبری و پژماننوری در لابی هتل بودندو نوشیدنیمی خوردند.

کریمی بعد از دیدن من و با توجه به اینکه با قرار قبلی رفته بودم، به میزا دیگری آمد و برای مصاحبه آماده شدیم. همه چیز مهیا بود که ناگهان کریمی گفت بگذار اول این سریال را ببینم! ابتدا فکر کردم برخورد یا حرفی از طرف من او را ناراحت کرده و به این طریق می خواهد از زیر مصاحبه دربرود اما خلعتبری گفت که علی آقا هر شب باید این سریال را ببیند! شاید همین مساله باعث شد او در ساعات پایانی یکی از بهترین شب های تاریخ ایران منتظر اعلام نتیجه اسکار شود و بعد از برنده شدن اصغر فرهادی به عنوان برترین کارگردان جهان خیلی زودتر از برخی هنرمندان، پیام تبریک خود را تقدیم او کرد.

او درباره اصغر فرهادی اینطور می گوید: «می دانم او فیلم های زیادی ساخته اما با توصیه دوستانم دو اثر پرفروش و تاثیرگذار او در سینمای ایران را دیدم. «جدایی نادر از سیمین» فیلم زیبا و پرمعنایی بود. خیلی ساده و به شکل عالی به موضوع دروغ بین آدم بزرگ ها و توجیه آن بین خودشان پرداخته بود. از انتخاب ایشان واقعا خوشحال شدم و مراسم اسکار را دنبال می کردم. او باعث سربلندی ایرانی ها شد و کارش فوق العاده بود و توانست نام ایران و هنر ایرانی ها را در سراسر جهان سر زبان ها بیاورد. این کار کمی نیست و من به شخصه برای او و کارهایی که می کند، احترام قائلم. متاسفانه فعلا نتوانسته ام فیلم جدید ایشان (گذشته) را ببینم. دقیقا با بازی های پرفشار لیگ و تمرینات و جابجایی هایم همراه بود ولی با توجه به شناختی که از ایشان دارم، می دانم فیلم قابل اعتنایی است و آن را خواهم دید.»

آیا علی کریمی که خودش هنرمند بزرگی در زمین فوتبال است و طرفداران زیادی هم دارد، روزی روی بیلبورد سینماها خواهد رفت و بازیگری در سینما را هم تجربه خواهد کرد؟ یک نه خیلی طولانی اولین واکنش اوست: «نه، اصلا به این موضوع فکر نمی کنم. البته همانطور که می گویید، لطف خیلی ها باعث شده تا این پیشنهاد به من شده باشد. حتی چند بار به دعوت دوستانم به پشت صحنه یکی دو فیلم رفتم و دوستان خوبی هم در این عرصه دارم اما اینکه روزی بازیگر شوم را بعید می دانم. فکر نکنم بازیگری در خون من باشد. من کارم را در زمین فوتبال انجام می دهم و سینما هم متعلق به کسانی است که برای آن زحمت می کشند.»

البته همه کسانی که کریمی را می شناسند، می دانند که او علاقه خاصی به سورپرایز کردن طرفدارانش دارد و بعید نیست روزی به دعوت سینماگران پاسخ مثبت بدهد!


از مجلات اتومبیل تا BMW

طرفدارانش هنوز روزهایی که با پژو RD اش به کارگران رفت و آمد می کرد را فراموش نکرده اند. پژویی که خیلی زود تبدیل به یک BMW شد. علی کریمی از همان کودکی به اتومبیل علاقه داشت و اطلاعات خودرویی اش از خیلی از بنگاه های فروش اتومبیل هم به روزتر است!

شماره 8 تراکتورسازی کلی مجله اتومبیل در خانه اش دارد و از کیفیت و نوع کارآیی اتومبیل سررشته خوبی دارد. اگر مجله در دسترس نباشد، باز کردن سایت های معرفی اتومبیل دیگر سرگرمی اوست. همین مساله باعث شده بین همبازیانش به یک اتومبیل باز حرفه ای معروف باشد و کیست که نداند همچنان BMW را به خاطر تحت کنترل بودن و مانور دلپذیرش بیشتر از همه خودروها دوست دارد.

دوست دارم کریمی باشم


کریمی بعد از آن دریبل معروفش در مسابقات جام رمضان در دل طرفداران جا گرفت و از همان شب القاب فراوانی دریافت کرد. از مارادونای آریایی تا جادوگر و این اواخر هم در تراکتورسازی، تبریزی ها به او لقب کاپرفیلد دادند تا شم بالای خود در رقابت با پایتخت نشینان را
به رخ بکشند.

کریمی از کدام لقبش بیشتر خوشش می آید؟ مارادونا می تواند لقبی باشد که هر کسی را از خود بیخود کند.به هر حال اسطوره آرژانتینی غولی در دنیای فوتبال بود که هنوز طرفدارانش معیار بهترین بازیکن این کشور را با قابلیت های او می سنجند.

کریمی اما دوست دارد «علی کریمی» باشد: «در این سال ها لقب های زیادی به من دادند. چه در آلمان و امارات و چه در ایران. از همه طرفدارانم ممنونم ودست تک تکشان را به محبت می فشارم. آنها باعث می شوند روحیه بگیرم و تمام توانم را برای آنها به کار بگیرم. یادم هست دربی تهران را به دلیل مصدومیت از دست داده بودم. تمام تلاشم را می کردم که در آن وضعیت، تیم را تنها نگذارم. برخی از طرفداران به محل تمرین می آمدند و می گفتند جادوگر ما از تو کمک می خواهیم، هر طور شده باید در کنار تیم باشی. همین انگیزه ام را افزایش داده بود تا از دکترها بخواهم کاری کنند که هر طور شده به دربی برسم. وقتی آنها از تو انتظار دارند، نمی توانی چشم در چشمشان نگاه کنی و کاری نکنی. اما در مورد لقب هایم باید بگویم از بابت روحیه ای که به من می دهند ممنونماما دوست دارم علی کریمی باشم.»

وقتی که بابا لنگ دراز شد


خیلی ها لحظه کمک کردن کریمی به امثال جوان چاق ایرانی، مرحوم بابک معصومی، گل فروشان چهار راه و حتی مجتبی محرمی را به خاطر دارند اما کریمی رازهای مگوی فراوانی دارد. رازهایی که فقط علی (دوست نزدیکش و کسی که ماموریت تحقیق درباره کسانی که برای یاری گرفتن به کریمی مراجعه کرده اند را برعهده دارد) باخبر است. روزانه بیش از 10 نامه از طرف کسانی که نیازمند هستند به دست کریمی می رسد اما بازخوردیکی از کمک هایش خاطره انگیز بود. کمک به جوانی بدون سرپرست برای ادامه تحصیل. او به تازگی فارغ التحصیلی اش در رشته پزشکی را دریافت کرده و در نامه ای که کمی شبیه به نامه جودی ابوت به بابا لنگ دراز است، از کریمی تشکر کرده و اشک جادوگر را درآورده بود.

آقای محبوب محبوب


جریان کمای مهدی کریمیان هافبک تراکتوری ها را که شنیده اید. می گویند علی کرمی درحالی که در راهروی بخش قدم می زد با صدای ضجه گاه و بیگاه همراه بیماران دیگر روبرو می شد و شاهدان از چهره مضطرب او خبر می دهند.

گفته می شود به نظر می رسید علی کریمی با این شرایط ناآشنا باشد و کاملا ترسیده بود اما یک خاطره جالب. یکی از شاهدان در آن روز تعریف می کرد که خانواده یکی از بیماران که بیمار خود را از دست داده بودند، در بیمارستان حاضر بودند. در این میان دختری که گریه و زاری می کرد بعد از دیدن علی کریمی در بیمارستان ناگهان مکث می کند و به سمت کریمی می آید و بعد از پاک کردن اشک هایش از کریمی می خواهد با او عکس یادگاری بیندازد!

کریمی که کاملا از این ماجرا شوکه شده بود، درخواست او را می پذیرد و با او عکس می اندازد و دختر بعد از گرفتن عکس می رود سراغ ادامه گریه و زاری اش.


مصاحبه ای کوتاه با شماره 8 تراکتورسازی

هدفم قهرمانی است


کریمی به شرایط تبریز عادت کرده و همه تمرکزش روی نتیجه گرفتن تراکتورسازی است.او شرایط بسیار بهتری نسبت به تصوراتش دارد.از استقبال روز اول گرفته تا لقب هایی که به او می دهند. جادوگر امسال از تبریز قهرمانی می خواهد.


علی آقا و تبریز؛ چرا تراکتورسازی را انتخاب کردید؟
- به هر حال شرایط به گونه ای بودکه تصمیم گرفتم از بین پیشنهاداتی که به من شده بود این تیم را انتخاب کنم. حضور در آسیا و طرفدار خونگرم و پرشورش می تواندیکی از مهمترین دلایلم برای پوشیدن پیراهن این تیم باشد.

اما جو بدی علیه تان در این شهر بودو حتی خودتان چندین بار برای سفر به تبریز منصرف شده بودید.


- اصلا اینطور نیست. من مصدوم بودم و به تبریز نیامدم وگرنه دلیل دیگری نداشت. تبریزی ها اینقدر با شخصیت هستندکه بارها دیده ام به تیم میهمان هم احترام می گذارند.قبل از اینکه بهتبریز بیایم شنیده بودم که امکان دارد مشکلات زیادی برایم به وجود بیاید اما با شناختی که داشتم به تراکتور آمدم. همینجا از طرفداران تراکتورسازی که در آن زمان که دیروقت هم بود برای استقبال از من به فرودگاه آمده بودند، تشکر ویژه ای می کنم. واقعا اصلا تصور این استقبال باشکوه را نداشتم. بنرها و شعارهای آنها همیشه در ذهنم باقی می ماند تا در این فصل بهترین بازی هایم را برایشان انجام دهم.

پس کمی ترس از استقبال بد را داشتید؟


- نه، گفتم که فقط خیلی ها به من می گفتند تبریز برایت حاشیه ساز می شود و اگر می ترسیدم با تراکتورسازی قرارداد نمی بستم. من مطمئن بودم طرفداران تبریزی اینقدر با محبت هستندکه من را بپذیرند. البته همانطورکه گفتم اصلا انتظار چنین استقبال باشکوهی را نداشتم.


و لقب کاپرفیلد؟

- دست همه شان درد نکند. بنرهای زیادی بود که خیلی از آنها را موفق نشدمببینم و بعد از آن دوستانم برایم تعریف کردند. این لقب را بارها در تشویق هایشان به کار می بردند و از همه آنها تشکر می کنم. مهم موفقیت تیم است و تمام تمرکزم روی این مساله است.

علی آقا برای خرید خودتان می روید؟


- اوایل زیاد اینجا را بلد نبودم و دوستانم به من کمک می کردند. الان هم بیشتر وسایل و مایحتاج را به کمک آنها می گیرم اما وسایل دیگر را خودم می گیرم و مشکلی ندارم.

از شما هم پول می گیرند؟!


- مگر من چه فرقی با بقیه مردم دارم؟ من هم مثل آنها هستم.

گفته می شود هر وقت از خانه خارج می شوید دور و برتان پر می شود از طرفداران.


- به هر حال آنها دوستدار فوتبال و تراکتورسازی هستند. فوتبال با حضور همین ها معنا پیدا می کند. همه آنها لطف دارند و من مشکلی ندارم.

فکر می کنید تراکتور موفق شود؟


- خوشبختانه طلسم نبردنمان در تبریز هم شکسته شدو از آن فشار خارج شدیم. تراکتور کادر فنی و بازیکنان خوبی دارد که در کنار هواداران پرشوری که دارد، می تواند یکی از مدعیان قهرمانی لیگ برتر باشد.تمام هدفمان در این فصل همین است و امیدواریم به چیزی که استحقاق آن را داریم برسیم.

مواهب و بلایای ماساژ!

یکی از دلایلش شاید این باشد که مردم فقط درباره مزایا و فواید ماساژ نکاتی را شنیده اند و از دردسرهایش چیزی نمی دانند. بعضی ها هم فقط برای این که بتوانند از نتایج ماساژ برای زیبایی، لاغری، ریلکسیشن و... بهره مند شوند، به این مراکز مراجعه می کنند و اصلا کاری به خوب یا بد بودنش ندارند.

شاید باور کردنش سخت باشد، اما بعضی از مراکزی که خدمات ماساژ ارائه می کنند برای چند دقیقه ماساژ دادن، چندصد هزار تومان می گیرند و با این حال هنوز هم مشتریان خودشان را دارند. خانم سیاحی که یکی از مشتری های ثابت ماساژ صورت و بدن است و حداقل ماهی یکبار از این خدمات استفاده می کند، می گوید: ماساژ تنها راهی است که خستگی های کار روزانه را برطرف می کند و دردهایم را کاهش می دهد. البته تاکنون هم برای من مشکلی پیش نیامده که بخواهم ماساژ را کنار بگذارم.

البته خیلی ها مثل خانم سیاحی هستند و مشکلی برایشان ایجاد نشده یا آنها متوجه آن نشده اند، ولی گروه دیگری هستند که شاید کمتر مورد توجه قرار بگیرند. خانم طلوعی یکی از همین افراد است که ماساژ نادرست و غیرعلمی، باعث بروز درد در ناحیه گردن و دستش شده است. او دیگر به این مراکز مراجعه نمی کند، اما حالا هم نمی داند چطور باید از این درد بی دلیل و ناخواسته رها شود.

ماساژ، آرام ترتان می کند

«ماساژ لاغری، زیبایی، ریلکسیشن و آرام سازی بدن» این کلمات قرار است تبلیغی باشد برای جذب مشتریان بیشتر و استفاده از خدمات ماساژ که در یکی از آرایشگاه های زنانه تهران ارائه می شود، اما وقتی بخواهید کمی بیشتر در این باره بدانید و به قول متصدی آرایشگاه، مشاوره اولیه داشته باشید، متوجه خواهید شد خدمات ماساژی که ارائه می کنند، فقط به زیبایی و لاغری محدود نمی شود. رفع خستگی، کاهش درد بخصوص دردهای ناحیه سر و گردن و پیشگیری از ایجاد چین و چروک هم در برنامه کاریشان قرار دارد و جالب تر این که در جلسه مشاوره رایگان، هیچ صحبتی از بیماری های احتمالی که شاید مانع استفاده از این خدمات باشد نیز نمی شود و فقط درباره خدمات بیشتر و هزینه مربوط به آن صحبت می کنند.

بعضی ها هم هستند که می گویند به کمک ماساژ حتی می توان صورت را لاغرتر یا چاق تر از قبل کرد و همه اینها در کنار هم، نشان می دهد اگر واقعا دنبال این باشید که ماساژ چه فوایدی دارد (البته براساس آنچه مسئولان این مراکز ادعا می کنند)، می توانید ده ها مورد متفاوت را پیدا کنید. در صورتی که هیچ یک از این افراد، به دردسرها و ضررهای احتمالی ماساژ اشاره نمی کنند.

با این حال، متخصصان می گویند نقش ماساژ درمانی در ایجاد حس آرامش تائید شده است. البته در صورتی که ماساژ به شیوه ای صحیح و از سوی فردی با تجربه انجام شود.

ماساژ درمانی از سوی چه کسی؟ با چه هدفی؟

قرار نیست خوبی ها و فواید ماساژ را نادیده بگیریم و فقط به معایب آن اشاره کنیم. ماساژ به خودی خود، دردسرساز نخواهد بود و مشکل وقتی شروع می شود که افراد ناآگاه و کسانی که تجربه و علم کافی در این زمینه ندارند، دست به کار می شوند و چنین خدماتی ارائه می کنند.

حتما کسانی هستند که می توانند بهترین ماساژ را ارائه کنند و خدمات شان بدون دردسر خواهد بود.

دکتر فرزانه ترکان، متخصص طب فیزیکی و توانبخشی با اشاره به این که ماساژدرمانی یکی از شاخه های درمان های دستی (Manual Therapy) است، به «جام جم» می گوید: ماساژ درمانی طرفداران زیادی دارد، اما وقتی می خواهیم از ماساژ استفاده کنیم، باید بدانیم چه کسی می تواند این خدمات را بدرستی ارائه کند، برای چه مشکلاتی می توان از آن کمک گرفت و چه نتیجه ای در پی خواهد داشت.

دکتر ترکان در این زمینه یادآور می شود: کسی که می خواهد خدمات ماساژ ارائه کند، حتما باید دوره های ویژه ای گذرانده و تخصص لازم را کسب کرده باشد.

خیلی وقت ها با کسانی مواجه می شویم که ادعا می کنند دوره های تخصصی ماساژ را گذرانده اند یا حتی گروهی هستند که به کمک کتاب ها و فیلم های مختلف، فنون ماساژ را می آموزند. این افراد اما به هیچ عنوان نمی توانند ماساژی صحیح و علمی ارائه کنند و آن طور که این متخصص طب فیزیکی می گوید، بهترین کسانی که می توانند این دوره های تخصصی را طی کنند و خدمات ماساژ را به شیوه علمی و صحیح ارائه دهند، فیزیوتراپیست ها و کاردرمان ها هستند.

این افراد که ساختار بدن و عضلات آن را بدرستی می شناسند، بهترین ماساژدرمانگران خواهند بود. با وجود این، متأسفانه بعضی از کسانی که در آرایشگاه ها، باشگاه های ورزشی، هتل ها و چنین مراکزی خدمات ماساژ ارائه می دهند، فاقد تحصیلات آکادمیک هستند و شاید فقط به صورت تجربی مواردی را آموخته باشند؛ در حالی که به گفته دکتر ترکان، افرادی که فقط دوره های آموزش ماساژ را طی می کنند و تحصیلات مرتبط با آن ندارند، به دلیل ناآشنایی با ساختار بدن نمی توانند به شیوه ای صحیح و علمی کار ماساژ انجام دهند.

ماساژ، لاغرتان نمی کند

کافی است تصمیم بگیرید لاغر شوید و آن وقت است که همه اطرافیان تان، نقش کارشناس و متخصص تغذیه را بازی می کنند و شیوه های جالبی به شما پیشنهاد می دهند. عده ای می گویند باید ورزش کنید (این راه حل استثنائاً درست است) و خیلی ها هم رژیم های مختلف لاغری را برایتان تجویز می کنند؛ رژیم هایی که ممکن است پایه و اساس علمی هم نداشته باشد، ولی آنها را لاغر کرده یا شاید هم نکرده باشد.

عده ای هم به ماساژهای مخصوص لاغری اعتقاد دارند و چند سالی است برای آنها، این روش جایگزین قرص ها و پودرهای لاغری شده است. آنها که به ماساژهای لاغری روی می آورند معمولا تصور می کنند ماساژ، بی ضررترین شیوه کاهش وزن و لاغر شدن است. علاوه بر این، استفاده از این خدمات هم خیلی راحت تر از رژیم گرفتن و ورزش کردن خواهد بود بخصوص حالا که دسترسی به این خدمات آسان تر از قبل شده و در مکان های متفاوتی می توان از آن استفاده کرد.

اما اگر بدانید ماساژ لاغری واقعا لاغرتان نمی کند، چطور؟ دکتر ترکان با تاکید براین که ماساژهای لاغری به هیچ عنوان تائید نمی شود، در این باره توضیح می دهد: استفاده از خدمات ماساژ با هدف لاغر شدن مورد تائید پزشکان نیست و از نظر علمی رد می شود. به عبارت دیگر، هیچ نوع ماساژی وجود ندارد که باعث سوزاندن چربی های اضافه بدن شود.

خانم محبی که مدتی برای لاغری موضعی از این ماساژها استفاده کرده بود، می گوید: بعد از جلسه اول ماساژ، هم بدنم درد می کرد و هم کبود شده بود. با این حال به من گفتند برای این که هرچه زودتر لاغر شوم و اثرش هم بیشتر باقی بماند، باید یک روز در میان این کار را تکرار کنم. من هم با وجود درد و کبودی رفتم و دیگر افراد هم می گفتند باید صبر داشته باشم تا کم کم آنچه می خواهم، اتفاق بیفتد.

او پس از چند وقت، از درد خسته شده و کار ماساژ را نیمه تمام گذاشته است، اما دکتر ترکان هم تاکید دارد به کمک ماساژ نمی توان لاغر شد. او می گوید: شاید به کمک بعضی از انواع ماساژهای دستی یا دستگاه های سنگین، پس از چند جلسه چربی ها جابه جا شود و فرد احساس کند میزان چربی ها کاهش یافته اما در اصل، فقط جابه جا شده و بعد از مدتی دوباره به حالت قبل برمی گردد.

عواقب دردناک ماساژ

آنها که از ماساژهای مختلف استفاده می کنند، هدف شان هرچه باشد مسلما ایجاد درد و ناراحتی نیست. در حالی که خیلی وقت ها چنین اتفاقی می افتد و به دلیل ماساژ نادرست و غیرعلمی یا ارائه ماساژ برای کسانی که نباید از این خدمات استفاده کنند، افراد دچار دردهای عضلانی یا مشکلات دیگر می شوند. دکتر ترکان ضمن تائید این مطلب می گوید: اگر فردی که ماساژ می دهد، نسبت به عضلات و ساختار بدن آگاهی نداشته باشد ممکن است موجب درد و ناراحتی شود. این موضوع بخصوص برای کسانی که در دوران سالمندی هستند و ممکن است دچار پوکی استخوان یا ضعف عضلات باشند، بیشتر باید مورد توجه قرار گیرد. چون برای این گروه حتما باید با توجه به توان عضلانی، اسکلتی فرد، شدت و فشار ماساژ تعیین شود.

از طرف دیگر، کسانی که از سوی فردی ناآگاه تحت ماساژهای طولانی مدت و غیرعلمی قرار می گیرند، ممکن است با مشکلاتی مانند ضعیف شدن عضلات و ایجاد دردهای عضلانی پراکنده روبه رو شوند؛ بنابراین حتما باید به مراکز مخصوص ماساژ مراجعه شود که افراد کارآزموده و ماهر خدمات ارائه می کنند.

دکتر ترکان در نهایت توصیه می کند: برای کاهش فشارهای عضلانی از ورزش کمک بگیرید و خودتان به صورت فعال مشغول ورزش شوید. در حقیقت ماساژ برای کاهش فشارهای کاری و عضلانی، حتی در صورتی که از سوی مجرب ترین و مطمئن ترین افراد انجام شود نیز نمی تواند به اندازه ورزش کردن موثر باشد.

پست جنجالی و خطرناک facebook

چندى پيش مطلبى غيرعلمى و فوق‌العاده خطرناك در فیسبوک منتشر شد که سریع هم دست به دست شد و مايه نگرانى جامعه پزشكى شد. مطلب مذكور توصيه مي‌كرد هر زمان علايم سكته مغزى را در كسى ديديد قبل از رساندنش به بيمارستان، با سوزن نوكِ هر ١٠ انگشت فرد را سوراخ كنيد تا خون خارج شود.در فیسبوک آمده که اين كار باعث درمان سكته مغزى و نجات جان او می‌شود اما باید بدانید که اين يك ادعاى كاملا بى‌پايه و اساس است. این دلایل رد این ادعا است:

سریع آمبولانس بخواهید

1- طبق دستورالعمل سازمان معتبرِ NINDS (انجمن بين المللى بيماري‌هاى نورولوژى و سكته مغزى) وظيفه شما در هنگام مواجهه با بيمار مشكوك به سكته مغزى در ٣ كلمه خلاصه مي‌شود: «بلافاصله آمبولانس بخواهيد.»



با همین نکته مشخص می‌شود که گناهِ تلف كردن زمان حیاتی برای نجات بيمار و محروم كردن بيمار از دريافت داروهاى بسيار مهمِ در اورژانس به گردن كساني است که اين دروغ را در جامعه ساختند.

2-  در جاى ديگرى از مطلب مطرح شده در فیسبوک آمده: هنگامي كه سكته مغزى رخ مي‌دهد، بيمار را بنشانيد و شروع به سوراخ كردن انگشت‌هايش بكنيد. اما باید بدانید که اين توصيه بسيار خطرناك است و می‌تواند باعث رفتن بيمار به سمت مرگ شود. يكى از انواع اصلى سكته مغزى، نوع ايسكميك آن است. كافي است بيمار مبتلا به این نوع سکته بنشیند تا خونرسانى مغز كمتر هم بشود و اوضاع وخيم‌تر شود.

وقت صرف سوزن زدن به انگشتان نکنید

3-در ادعای مطرح شده در فیسبوک آمده با سوراخ كردن نوك انگشتان، خون رقيق شده و جلوى سكته مغزى یا عوارض آن گرفته می‌شود.حداقل در ٢ مقاله معتبر كاملا اين ادعا رد شده است و آمده که سوراخ كردن انگشتان هيچ فايده‌اى در مطالعات نداشته و فقط باعث تاخير در رساندن بيمار به بيمارستان شده است.

4- در پُست مورد بحث ، نوشته شده كه پس از سوراخ كردنِ نوك انگشتان، منتظر بمانيد تا هوشيارى بيمار برگردد و سپس بيمار را به بيمارستان منتقل كنيد. باید گفت چنين کاری جنايت در حق بيمار است؛ چراکه اولا در خيلى از سكته‌هاى مغزى اصلا هوشيارى بيمار مختل نمي‌شود و ثانيا بايد مجدد تاكيد كنيم كه در هنگام سكته مغزى مهم‌ترين چيز، زمان است. به‌قول متخصصان داخلی اعصاب در زمان سکته قلبی بیمار را در كمترین زمان ممکن به اورژانس برسانيد كه اين بزرگترين لطف شماست به بيمار!



حرکت دهید ،سریع

5 - در پایان این پُست سراسر اشتباه از شما خواسته شده كه بيمار را در اين حالت زياد تكان ندهيد چرا که در این صورت عروق مغزي‌اش پاره مي‌شود اما در علم نورولوژی چنين مسئله‌اي مطرح نمي‌شود كه بيمار مبتلا به سكته مغزى را تكان ندهيد يا مثلا آمبولانس آرام حركت كند تا عروق مغز پاره نشوند.این را بدانید که هر دقيقه دیرتر رسیدن به بيمارستان به ضرر بيماراست و تاوان سنگينى دارد.

6- در این پُست ادعا شده بود كه مواردى را شاهد بوده اند كه با سوراخ كردن نوك انگشتان سكته مغزى بيمار خوب شده و نيازى به بيمارستان رفتن هم نبوده است. حتى اگر فرض كنيم كه نويسنده دروغ نگفته باز هم مطمئنا علت بهبود بيمار درمان سوزني نبوده! بلكه تصادفا بيمار دچار نوعى از سكته مغزى شده بوده به اسم TIA كه در اين موارد علايم سكته خودبه‌خود در عرض چند ساعت بهتر می‌شوند اما ممکن است در دفعات بعد به‌صورت شدیدتر رخ بدهد.



حرف پایانی: لطفا هیچ گاه بدون سند و مدرك هيچ حرفى را نپذيريد، آن هم در فضاى مجازى كه هر دروغى به راحتى پخش می‌شود.

پسر 4 ساله‌ ای که برای آبگوشت شعر سرود!

82 سال زندگی پر افت و خیز و پر تنش. حالا اگر شهریار زنده بود، 107 سال داشت. شاعری که قرار بود پزشک شود اما آموزگار و کارمند بانک شد و در کنارش موسیقی و خط و علوم دینی را از برجسته ترین چهره های زمان خود یاد گرفت.

 شهریور ماه سال‌مرگ محمد حسین بهجت تبریزی است. روزی که به نام شهریار و به نام شعر و ادب نامگذاری شده است.
 
بچه شاعر 4ساله!

«شهرزاد بهجت تبريزي»‌ دختر بزرگ شهریار در گفتگویی که چند سال قبل با جاده‌های سبز داشت روایت شعرگویی های شهریار را اینطور می گوید: اولين شعرش را در چهارسالگي سروده و آن موقعي بوده كه مستخدمشان به نام «رويه» براي ناهارش آبگوشت تهيه كرده بود. خودش درباره خاطرات ايام كودكي‌اش مي‌گفت: روزی با بچه‌هاي محل مشغول بازي بودم، بعد از مراجعت به خانه به درخت بزرگي كه در وسط حياط خانه بود خيره شده و شروع به خواندن شعر كردم.

سخناني موزوني كه نمي‌دانستم چگونه به مغز و زبان من مي‌آمدند كه ناگهان پدرم مرا صدا كرد، به صداي بلند پدرم برگشتم، با حالتي تعجب آميز پرسيد: اين اشعار را از كجا ياد گرفتي؟ گفتم: كسي يادم نداده، ‌خودم مي‌گويم. اول باور نكرد ولي بعد از اينكه مطمئن شد، در حاليكه صدايش از شوق مي‌لرزيد به صداي بلند مادرم را صدا كرد و گفت: بيا ببين چه پسري داريم! يك بار ديگر در هفت سالگي شعر گفته است و آن هنگامي بوده كه مانند بيشتر بچه‌ها از حرف مادر خود سرپيچي كرده و به حرف او گوش نداده بود، ولي بعدا پيش خود احساس گناه كرد و گفته است: من گنه كار شدم واي به من/ مردم آزار شدم واي به من!


شهریار در کنار فرزندانش شهرزاد، مریم و هادی

يار و همسر نگرفتم كه گرو بود سرم
شهریار وقتی ازدواج کرد 48 ساله بود. او  نزدیک به 25 سال بعد از عشق بزرگی که در جوانی اش از دست داده بود، با نوه عمه اش ازدواج کرد تا شهرزاد و مریم و هادی بازمانده های این ازدواج باشند. با این حال شهرزاد، دلیل دیر ازدواج کردن پدرش را نه غم عشق قدیمی، که مشغله های روزمره اش می داند: «در سال 1316 حادثه ناگواري در زندگيش رخ داده و آن مرگ پدرش بود... مدتي بعد برادرش را نيز از دست داده و سرپرستي چهار فرزند او را به عهده گرفته است كه كوچك‌ترين‌شان چند ماه بيشتر نداشته و مانند يك پدر دلسوز از آنها مواظبت كرده...

 بعد از بزرگ شدن بچه‌هاي عمويم و موقعي كه به اصطلاح دست هر كدام به كاري بند شده و بعد از اينكه پدرم مادرش را از دست داد، تنها حياطي را كه در تهران داشته با وسايلش به بچه‌‌هاي برادرش بخشيده و تنها با يك جامه دان لباس‌هايش به تبريز مي‌آيد و با مادرم كه نوه عمه‌اش محسوب مي‌شده ازدواج كرده و علت دير ازدواج كردنش، در 48 سالگي، به علت مسئوليتي بوده كه در مقابل بچه‌هاي برادرش داشته، چنانكه مي‌گويد: يار و همسر نگرفتم كه گرو بود سرم.
 
اگر بخورم، شهریار نیستم

بیوک نیک اندیش، نویسنده کتاب «در خلوت شهریار» که سال ها با او در ارتباط بود، گوشه‌ای از خاطراتش را با او در یک گفتگوی خصوصی با قاسم یزدان پناه این طور روایت می‌کند: «سال 1347 با شهریار به مجلسی رفتیم که همه اعیان و اشراف و روسای حکومتی بودند در این مجلس شجاع الدین شفا بود و عماد خراسانی،غزلی در شور خواند.علی دشتی و سعید نفیسی هم بودند.فرخ خراسانی هم آنجا بود.

شهریار در آن مجلس شعری خواند که باعث تحسین همه شد. غذا که آوردند دیدم آنقدر متنوع است که چشم را می گیرد. خوشحال بودم که امشب دلی از عزا در می آورم، شروع به خوردن کردم، دیدم دستمالش را از جیب درآورد حلوایی داخل آن بود و خورد و دست به غذاهای سفره نزد. برگشتیم عصبانی شدم و غر زدم،گفت: اگر من آن غذاها را می خوردم دیگر شهریار نبودم.»


شهریار این عکس را در اردیبهشت 1337امضا کرده و نوشته است: «خدمت دوست صاحبدل و صاحبنظر خود جناب آقای بیوک نیک اندیش تقدیم داشتم»

عشقی که شهریار دیگر نپذیرفت


شهریار عاشق دختری می شود. خانواده دختر هم به شهریار خیلی علاقه مند بودند و در خانه آن ها رفت و آمد می کرد. قصد داشت با او ازدواج کند، ولی یکی از افرادی که مخالف بود برادر دختر بود. یک بار شهریار شعری سرود که یک بیتش این است: «بد نکن ای برادر محبوب» تا این که پای یکی از درباریان وسط می آید و عاشق دختر مورد علاقه شهریار می شود او را از پدرش خواستگاری می کند.

جواب منفی که می شنود و عشق دختر را به شهریار می فهمد قصد می کند که شهریار را بکشد. دختر مجبور به ازدواج با او می شود و فراغ شهریار شروع می شود و حرارت شعرش جگرسوز می گردد. آنچنان فراغ یار او را دگرگون می کند که به نیشابور می رود در آن جا رو به اعتیاد می آورد. به قول خودش هیولایی می شود.وقتی او را به تهران می آورند و در بیمارستان بستری می شود هیچ کس او را نمی شناسد تا این که محبوبش که حالا زنی بیوه است و از شوهر طلاق گرفته به دیدنش می آید. شهریار چشم باز می کند و حالش دگرگون می شود.

شهریار این شعر را می سراید:

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا                  بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی             سنگدل این زودتر می خواستی،حالا چرا

بعدها عشقش راضی شد که با شهریار ازدواج کند ولی او نپذیرفت. از او پرسیدم: چرا قبول نکردی؟ جواب عجیبی داد و گفت: آن وقتها من دکتر می شدم،جوان بودم، پدرم حامی ام بود،جوان توانمندی بودم ولی حالا هیولایی شده ام.

عشق این دو آنقدر به هم زیاد بود که یک شب شهریار می خواست دختر را به خانه شان برساند، همین که به در خانه می رسند، دختر می گوید: نمی گذارم تنها برگردی، باید برگردیم و من تو را به خانه برسانم، وقتی به در خانه شهریار می رسند، می گوید: صحیح نیست یک دختر در دل شب تنها برود و باز شهریار او را به در خانه شان می رساند. دوباره دختر با او برمی گردد. آنقدر می روند و برمی گردند تا می بینند سپیده سحر دمیده نه دختر به منزل رسیده و نه شهریار.
 
عاشق تارزان بود!


بیوک نیک اندیش از علاقه شهریار به سینما می‌گوید و اشتیاقی که برای تارزان داشت! او می گوید: «به من گفته بود بیوک هر وقت فیلم تاریخی و تارزان نشان می دادند مرا خبر کن و به سینما ببر. یکبار او را به دیدن فیلم ناپلئون بردم و یکبار هم فیلم تارزان را دیدیم.»

جنین من تکان می‌خورد یا نه؟

حرکت جنین یکی از زیباترین اتفاقاتی است که فقط مادران تجربه می‌کنند، اما داشتن هر چیز منحصربه‌فردی بهای خودش را دارد؛ بهایی که گاهی از دست رفتنش، بسیار گران تمام می‌شود، به اندازه از دست دادن فرزندی که نزدیک به 9 ماه، انتظار رسیدنش را کشیده‌ای.

به گزارش نیک صالحی به نقل از جام جم ؛ برای بسیاری از خانم هایی که نخستین بارداری خود را تجربه می کنند، لازم است که بدانند جنین از هفته هفتم بارداری شروع به تکان خوردن می کند و در سونوگرافی نیز می توان این مساله را مشاهده کرد، ولی تکان خوردن جنین در داخل رحم معمولا قبل از هفته های 16 تا 22 احساس نمی شود. البته مادران از نوبت دوم بارداری خود به بعد، زودتر از مادران شکم اول این تکان های کوچک را که اصطلاحا «لگد زدن» خوانده می شود، حس می کنند. به گفته دکتر آمنه لاهوتی، متخصص زنان و زایمان وضع فیزیکی هم در احساس کردن این تکان ها نقش دارد؛ زنان لاغر تکان ها را راحت تر از زنان چاق حس می کنند.

جنینی با حرکات طبیعی

در ابتدا تعداد تکان ها کم و فاصله آنها زیاد و ممکن است در حد چند تکان، در روز باشد. درواقع جنین مرتب تکان خورده و ضربه می زند، ولی بیشتر ضربه ها قدرت کافی برای حس شدن از سوی مادر را ندارد، ولی در سه ماهه دوم ضربات شدید تر و بیشتر می شود.

دکتر لاهوتی در گفت و گو با جام جم می افزاید: ابتدا حرکات جنین نامنظم و با فاصله است، ولی بتدریج منظم و معنی دار می شود. با پیشرفت بارداری، حرکات ضعیف، جای خود را به حرکات قوی می دهد و در فاصله هفته های 20 تا 30 حرکت عمومی بدن، حالت سازمان یافته پیدا می کند و در جنین ، دوره های فعالیت ـ استراحت شروع می شود. با نزدیک شدن به زمان زایمان و به دلیل بزرگ شدن جنین و کاهش مایع امنیوتیک ( مایع دور جنین) تعداد حرکات جنین کاهش می یابد.

نگران نباشید ، جنین تان خواب است

هر مادری تجربه متفاوتی از حرکات جنین دارد و هر جنینی نیز الگوی حرکتی ویژه خودش را دارد. یعنی تا زمانی که حرکات جنین یک الگوی ثابت داشته و چندان تغییر نکند، می توان گفت که مشکلی وجود ندارد ضمن این که دوره های خواب و بیداری جنین، مستقل از خواب و بیداری مادر است. طبق پژوهش ها، طول مدت چرخه خواب جنین تقریبا از 20 تا 75 دقیقه متفاوت است، ولی متوسط مدت حالت غیرفعال یا آرام در جنین بعد از 37 هفتگی، 23 دقیقه است. بنابراین اگر جنین تان حرکت نکرد، نگران نباشید، ممکن است جنین تان خواب باشد. هرچند که باید بتوانید تعداد حرکات جنین خود را بشمارید.

دکتر لاهوتی در این باره توضیح می دهد: تعداد حرکات ایده آل جنین یا مدت زمان مناسب شمارش آنها تعریف نشده است با این حال در صورتی که حرکات جنین شما کاهش یافت حتما باید این وضع را با پزشک خود در میان بگذارید تا برای شما در خواست سونوگرافی بدهد.

جنین های بازیگوش یا تنبل

زیاد بودن حرکات جنین، اتفاق نگران کننده ای نیست، چراکه هرجنینی وضع حرکت منحصر به خود را دارد. بعضی از جنین ها بیشتر و بعضی کمتر حرکت می کنند، ولی هر زمان تعداد حرکات یک جنین به نسبت خودش کم شود باید موضوع را پیگیری کنید.

متخصصان زنان تاکید می کنند: حرکات جنین ارتباطی به ساعات مختلف شبانه روز ندارد، بعضی از مادران احساس می کنند لگدهای جنین، قبل ازخواب بیشتر شده که در واقع به دلیل این است که مادر با آرامش دراز کشیده و حرکات بیشتری را درک می کند. همچنین ثابت نشده که تعداد حرکات جنین با نوع تغذیه و استرس مادر ارتباطی داشته باشد، ولی گرسنگی و خستگی مادر می تواند باعث کاهش حرکات جنین یا کاهش درک آن از سوی مادر شود.

لگدهایش را بشمرید

یکی از پرسش هایی که برای بسیاری از بارداران مطرح می شود این است که آیا باید روند لگدهای جنین را پیگیری و ثبت کنند؟

دکتر لاهوتی در پاسخ می گوید: هر بارداری هنگامی که جنینش لگد می زند باید به آن توجه داشته باشد و اگر تعداد آن کاهش پیدا کرد حتما با پزشک خود در میان بگذارد. کم شدن حرکات جنین در رحم می تواند نشانه مشکلی باشد. در این حالت ممکن است پزشک، سونوگرافی درخواست کند تا از سلامت جنین مطمئن شود، حتی در سه ماهه سوم، شاید پزشک درخواست کند در طول روز تعداد حرکات و لگدهای کودک از سوی مادر شمرده شود.

این متخصص زنان اظهار می کند: یکی از رایج ترین روش ها برای شمارش لگدهای جنین این است که یک ساعت از روز را که اصولا جنین حرکت می کند، انتخاب کنید. بنشینید یا دراز بکشید و سعی کنید حواستان به جنین باشد. زمان بگیرید تا ببینید چقدر طول می کشد تا ده ضربه مختلف لگد، مشت یا حرکت کلی بدن را تشخیص دهید. اگر در طول دو ساعت ده ضربه را احساس نکردید، شمارش را تمام کنید و با پزشک تماس بگیرید.

کاهش حرکات جنین را جدی بگیرید

به گفته دکتر لاهوتی احساس کاهش حرکات جنین از سوی مادر خطرناک بوده و حتما باید پیگیری شود، زیرا ممکن است نشانه مشکلی در جنین و حتی مرگ قریب الوقوع باشد. در مطالعات هم ثابت شده که حرکات جنین که از سوی مادر احساس می شود به اندازه ثبت رسمی آن توسط سونوگرافی ارزشمند است. در صورت احساس کاهش حرکات جنین، بخصوص در چهار هفته آخر بارداری می توانید با شمارش حرکات جنین، از سلامت او اطمینان پیدا کنید. برای این منظور، یک لیوان شربت قند یا یک ماده غذایی شیرین خورده و حدود نیم ساعت بعد به پهلوی چپ بخوابید. سپس به مدت دو ساعت حرکات جنین را بشمارید، تعداد ده حرکت در دو ساعت طبیعی است. اگر تعداد ده حرکت جنین، زودتر از دو ساعت به ده بار رسید، نیازی به ادامه کنترل حرکات نیست، اما در صورتی که حرکات جنین، کمتر از این تعداد باشد، باید فورا به مطب پزشک خود مراجعه کنید.

مدونا برای پوستش چه کارهایی می کند؟

آیا می توانید تصور کنید مدونا 55 سال سن داشته باشد؟ این ملکه موسیقی پاپ همیشه بسیار زیبا و جوان دیده می شود. این ستاره برای زیبایی و جوانی پوست خود رازهای ساده ای دارد که برخی از آنها را همه  زنان می توانند انجام دهند و از معجزه جوانی خود لذت ببرند.

صورت زیبا و بدون چین و چروک، آرزوی همه زنان دنیا است. هیچ خانمی را پیدا نمی کنید که از پوست شفاف، صاف و جوان بدش بیاید. پس خوب است کارهایی که مدونا برای پوستش انجام می دهد را شما هم انجام دهید تا جوان تر از سن خود به نطر برسید. البته این کارها را باید به طور دایم داد. 



1. ماساژ اکسیژن

ماساژور شخصی مدونا در سال 2010 میلادی به رسانه ها اعلام کرد او پیش از هر کنسرت خود به مدت یک ساعت ماساژ اکسیژن به صورتش می دهد و این کار را هفته ای چند بار تکرار می کند. این نوع ماساژ عوارض بدی ندارد و خطوط ایجاد شده در اثر پیری را کاهش می دهد. 
 
ماساژ صورت با اکسیژن باعث لطافت و رطوبت پوست می شود و اگر با سرم های ضد پیریِ صورت همراه شود، هیچ نشانه ای از خود بر جا نمی گذارد (همچون قرمزی یا ورم پوست). برخلاف دیگر ماساژهای صورت، پس از این ماساژ می توانید بلافاصله آرایش کنید.

2. پاشیدن آب سرد به صورت هنگام صبح

مدونا در سال گذشته میلادی به مجله زیبایی «ماری کلر» گفته بود که هر روز صبح صورت خود را با آب سرد می شوید. H2O سرد و خنک باعث خوابیدن پف و ورم می شود و منافذ باز پوست را می بندد. همچنین باعث افزیش جریان خون می شود که در نتیجه آن، گونه های شما گل می اندازند.

3. هر شب صورت خود را بشویید

این مساله بسیار ساده و ابتدایی به نظر می رسد اما همه ما همیشه این اصل را رعایت نمی کنیم. این طور نیست؟ مثلا شب هایی که دیر و خسته به خانه می آییم به هیچ وجه حوصله شستن صورت و پاک کردن آرایش را نداریم. اما مدونا هرگز این تنبلی ها را ندارد. او می گوید هرگز به یاد ندارم با صورت نشسته و با آرایش به رختخواب رفته باشم. با شستن صورت هنگام خواب، به پوست خود اجازه می دهید کلاژن بسازد و قدرت جذب آن بالا برود.

4. از ابروهای پهن نهراسید

آرایشگر اختصاصی مدونا به مجله زیبایی Allure گفته که بارها تلاش کرده است تا ابروهای مدونا را کمی باریک کند و همیشه با مخالفت او روبه رو شده است. البته اکنون که سن او بالا رفته است همچون دوران جوانی ابروهای پهن و نامنظمی ندارد. شاید شما هم بدانید که ابروهای پهن صورت را جوان تر نشان می دهد. 



5. استفاده از لوازم آرایش حاوی مواد طبیعی

مدونا اعتراف کرده است بیشتر لوازم مراقبت از پوست خود را شرکت Eminence خریداری می کند زیرا محصولاتشان کاملا ارگانیک است و از مواد کاملا طبیعی تهیه می شوند. مزیت استفاده از وسایل آرایش تهیه شده از مواد طبیعی این است که مواد مضر محصولات شیمیایی همچون رنگ، مواد معطر، فتالیت و ... را در خود ندارند. 

6. استفاده از ماسک های صورت

از دیگر رازهای جوانی پوست صورت مدونا استفاده از ماسک  های گیاهی لیفتینگ صورت است. مدونا، مشخصا از ماسک لایه بردار Phyto-Black Lift  استفاده می کند که حاوی پلیمرهای سفت کننده است که باعث بسته شدن منافذ پوست می شوند و عصاره لوبیای سویا برای سفت و نرم کردن پوست صورت و افزایش کشسانی پوست و مبارزه با پیری و چروک است.

7. همیشه آرایش نکنید

با اینکه به نظر می رسد مدونا به دلیل شغل و شهرت خود همیشه باید روی صورت خود آرایش داشته باشد، اما او در مواقع تنهایی و استراحت و مواقعی که برنامه، کنسرت، ضبط و ... ندارد و در خانه است، آرایش نمی کند تا پوستش کاملا نفس بکشد و کمی استراحت کند.

8. زیر نور مستقیم آفتاب نباشید

دیلی تلگراف نوشته است مدونا از نور آفتاب فرار می کند و هنگام حمام آفتاب، برای اینکه خورشید به صورتش نتابد، صورت خود را زیر پارچه های کتان و حوله مخفی می کند تا از اشعه های مضر آفتاب در امان باشد.

با اینکه نور آفتاب ویتامین دارد، اما سعی کنید تا حد امکان از اشعه های مضر آن پرهیز کنید زیرا باعث چروک می شود. حتی خطر ابتلا به سرطان پوست را نیز تقویت می کند.

کاهش قیمت جهانی طلا

بهاي جهاني فلزات گرانبها امروز، "‌شنبه 23 شهريور 92" در بازارهاي جهاني با نوساناتي همراه بود.
به گزارش مشرق، باشگاه خبرنگاران به نقل از بلومبرگ نوشت: بهاي جهاني نقره و پلاتين با افزايش و بهاي جهاني اونس طلا با کاهش قيمت همراه بودند.

بر اين اساس، بهاي هر اونس طلاي جهاني با حدود 32 دلار کاهش معادل 1326 دلار و 17سنت خريد و فروش شد.

بهاي هر اونس نقره نيز 40 سنت افزايش يافته و معادل 22 دلار و 22سنت خريد و فروش شد.

همچنين هر اونس پلاتين با صعود تقريبا 17 دلاري برابر 1453 دلار و 30 سنت در هر اونس داد و ستد شد.

رویترز در گزارشی اعلام کرده است، نگرانی از توقف طرح محرک اقتصادی "فدرال رزرو" و کاهش احتمال حمله نظامی به سوریه، قیمت طلا را به پایین ترین حد در بیش از یک ماه اخیر رسانده است و احتمال دارد "فدرال رزرو" کاهش طرح محرک اقتصادی خود را اعلام کند و به سیاست پولی انبساطی نزدیک به پنج سال اخیر خود که منجر به افزایش قیمت طلا شده بود، پایان دهد.

پس از کاهش یک درصدی قیمت طلا در اوایل روز جمعه قیمت این فلز گرانبها 0.3 درصد افزایش یافت. اواخر اوت قیمت طلا تحت تاثیر نگرانی های بین المللی نسبت به اقدام نظامی آمریکا بر ضد سوریه به شدت افزایش یافت و به بیش از 1430 دلار رسید.

بر اساس این گزارش از آن زمان تاکنون قیمت طلا بار دیگر 8 درصد کاهش داشته است. در حالي‌که آمریکا و روسیه برای اجرای طرح از بین بردن سلاح‌های شیمیایی سوریه به توافق رسیدند که این مساله خطر حمله نظامی آمریکا به این کشور را کاهش می‌دهد

موفقیت با توصیه های زیگ زیگلار

همانطور که در شماره قبل گفتم، همه ما مقاله های موفقیت را می خوانیم، چون از زندگی خود چیزهای بیشتری می خواهیم؛ بنابراین اگر انگیزه شما افزایش درآمدتان است، اگر انگیزه تان یافتن مسیر است، اگر با فرزندانتان روابط مناسبی ندارید، اگر ارتباط زناشویی شما در وضعیت نامساعدی قرار دارد و حتی اگر انگیزه شما، بهبود روابط خانوادگی باشد، این مجموعه مقالات، می تواند شما را برای رسیدن به هدفتان یاری کند. من، زیگ زیگلار، در سفر به سوی موفقیت، همراه شما خواهم بود.


موفقیت چیست؟

پاسخ این پرسش بستگی به فردی دارد که به آن پاسخ می دهد به تعداد افراد روی کره زمین، برای موفقیت تعریف وجود دارد.

موفقیت با هر جنبه ای از زندگی شما در ارتباط است؛ روابط شما با دیگران، توانایی تان برای ایجاد ارتباط در دنیای کاری، تندرستی که باید در حفظ آن بکوشید و خوشحالی که باید از آن لذت ببرید.

حرف های مرا اشتباه تفسیر نکنید؛ موفقیت درجه ای از رفاه مالی را نیز دربر می گیرد (پول مهمترین چیز در زندگی نیست اما از لحاظ منطقی اهمیت دارد). من صادقانه اعتراف می کنم چیزهایی را که پول برای من فراهم می کند، دوست دارم؛ خانه، اتومبیل، لباس، تعطیلات و غیره. لازم نیست ثروتمندترین آدم دنیا باشم، اما به همان نسبت، فقیر هم نباید باشم. من دورانی را سپری کرده ام و روزهایی را به خاطر می آورم که در آن، پرداخت اجاره خانه ام به تعویق می افتاد و اتومبیل هم نداشتم، چون نمی توانستم پول آن را بپردازم.

از طرفی علاوه بر رفاه مالی که به آن اشاره کردم، موفقیت برای من به معنای موفقت در خانه، موفقیت در حرفه و در ارتباط با دوستان و همکارانم نیز هست؛ همچنین من آرامش فکری را نیز موفقیتی بزرگ می دانم. حال این پرسش به وجود می آید که برای رسیدن به موفقیت، چه کاری باید انجام دهید؟

فرمولی برای موفقیت

من در طول این سال ها، فرمولی به دست آورده ام که به من کمک می کندن به هر آنچه که از نظر من موفقیت است، برسم. در این سری از مقالات، به بخش های مختلف این فرمول اشاره می کنم که با نگرش ذهنیِ صحیح شروع می شود و افزودن مهارت های مناسب، اندیشه صحیح، یافتن مسیر و ساختن پایه های شخصیت را دربر می گیرد.


توسعه نگرش فکریِ مناسب

اگر در طول مسیر خود به سوی نقطه اوج، نگرش «مناسب» به همراه داشته باشید، سفر شما به سوی موفقیت، جریانی توأم با آرامش خواهد داشت، عبارت «فکر می کنم که می توانم»، در هر زمانی عبارت «نمی توانم» را سرکوب می کند نگرش «می توانم انجام دهم» در زندگی، به شما کمک می کند در زمان مورد نظرتان، به اهداف خود دست یابید، روابط دوستانه ایجاد کنید و کاری دائم در این مسیر داشته باشید. از این رو همه از بودن در اطراف شخصی که یابنده راه حل هاست و به جای نگاه منفی به هر موردی، نگاهی مثبت دارد، لذت می برند.

افزودن مهارت های مناسب

نگرش شما نقشی بسیار مهم و تعیین کنده در میزان موفقیتتان دارد، زیرا می تواند به شما کمک کند کارهایی شگفت انگیز انجام دهید؛ اما بدون وجود مهارت های مناسب، شما فقط به آنچه که می توانید انجام دهید، محدود می شوید؛ آن هم بدون توجه به نگرش خود یک کارمند فروش با علاقه و مشتاق، با بهره گیری از یک نگارش صحیح می تواند در فروش محصولی خوب، به درجاتی از موفقیت برسد و حتی ممکن است به موفقیت چشمگیری نیز دست یابد اما این فرد بدون آموزش کامل در مورد محصول و شناخت افترادی که با آنها معامله می کند، نمی تواند نیروهای بالقوه خود را تشخیص دهد.


فروشنده باید مهارت های مناسبی درباره برخورد با افراد داشته باشد و بتواند به تمام پرسش هایی که مشتریان بالقوه می پرسند، پاسخ دهد و بدون وجود این مهارت ها، درصد چشمگیری از فروش خود را از دست خواهد داد. حتی اگر فروشنده بداند که مشتریان بالقوه، برای خرید پول دارند و محصولات او نیز به خوبی نیاز خاص مشتریان را تامین می کند، باز هم ممکن است فروش را به دلیل ناتوانی در پاسخگویی به پرسش های مشتریان از دست بدهد. سرانجام ناامیدی، درماندگی و نداشتن درآمد، منجر به این می شود که این دسته از فروشندگان، کار خود را رها کنند.

فلسفه صحیح

بخش سوم فرمول موفقیت، داشتن فلسفه «قانون طلایی» من است. من این قانون را به این صورت بیان می کنم: «شما می توانید در زندگی، هر آنچه را که می خواهید به دست آورید، اما باید به اندازه کافی به دیگران هم کمک کنید تا آنچه را که می خواهند به دست آورند.»

زندگی مجموعه ای از فضاهای مجزا نیست؛ تمام جوانب زندگی از جمله جوانب شخصی، کاری و غیره، به طور مستقیم یا غیرمستقیم درهم بافته شده اند. زندگی جسمی، فکری و روحی شما به هم متصل استو تمام این جوانب می تواند بر جنبه های مالی زندگی شما نیز تاثیر بگذارد. هر کس صرفنظر از جایی که در آن زندگی می کندو کاری که انجام می دهد، می خواهد این هشت ویژگی را در زندگی خود داشته باشد: خوشحالی، سلامت، برخورداری از حداقل رفاه، امنیت، دوست خوب، آرامش فکری، روابط خانوادگی خوب و بالاخره، امید به زندگی.

در یکی از روزنامه ها موضوع جالبی درباره کارکنان یک شرکت منتشر شد. از کارفرمایان پرسیده بودند: «به نظر شما مهمترین درخواست کارکنان چیست؟» کارفرمایان پاسخ دادند: «به ترتیب، اول حقوق خوب، دوم، امنیت شغلی و سوم، فرصت دریافت ترفیع.» اما در همین شرکت، کارکنان حقوق را در اولویت هفتم، ترفیع را در اولویت دوازدهم و امنیت شغلی را در اولویت سیزدهم قرار داده بودند!

کارکنان در صحبت های خود گفتند که از نظر آنها کار جالب، در رتبه اول، ارزش قائل شدن برای کار آنها، در رتبه دوم و احساس سهیم بودن در کارها، در رتبه سوم قرار دارد. شما می توانید پاسخ کارکنان را با جمله «کارکنان می خواهند در شأن آنها یا دستِ کم، به عنوان یک همنوع با آنها برخورد شود»، ارزیابی کنید.



نتایج جدیدترین تحقیقات نیز نشان می دهد که 46 درصد از کارکنانی که داوطلبانه کار خود را رها می کنند، احساس می کنند کسی برای آنها ارزش قائل نیست. به علاوه، تحقیق مشاوری را خواندم که نشان می داد 93 درصد از کارکنان گفته اند وقتی آنها کار سختی را برای یک کارفرما به اتمام می رسانند، کارفرما هرگز درباره نحوه انجام کار آنها نظری نمی دهد؛ برای مثال نمی گوید: «کارتان خوب بود» یا «از تلاش شما متشکرم». این مساله بسیار جای تاسف دارد، زیرا ارزانترین و اثربخش ترین انگیزه در محل کار، تشویق ساده اما صمیمانه، برای تلاش بیشتر است. اگر کارفرما فضای جالبی به وجود آورد، تشکر خود راب رای کارهای انجام شده بیان کند و کارکنان احساس کنند که در کارها سهیم اند، به طور حتم کارکنانی شادتر، سالم تر و امین تر از قبل خواهد داشت. این فضا بر روابط کارکنان در محل کار و حتی در خانه تاثیر می گذارد و به آنها امید می دهد که آینده به مراتب بهتر از گذشته خواهد بود. اگر این موارد را در کنار هم قرار دهید، کارکنانی با بهره وری بیشتر خواهید داشت. از طرفی وقتی کارفرمایان به کارکنانی که بهره وری بیشتری دارند، پول بیشتری پرداخت کنند، کارکنان در رفاه بیشتری قرار خواهند گرفت.
 
یافتن مسیر

ممکن است که شما نگرش صحیح، مهارت های مناسب وفلسفه «قانون طلایی» را داشته باشید؛ اما بدون داشتن برنامه ریزی در زندگی، در نهایت، یک «کُلیّت سرگردان» خواهید بود اگر می خواهید از نگرش، توانایی، آموزش و فلسفه خود به طور تمام و کمال استعفاده کنید، باید مسیر برنامه ریزی شده ای داشته باشید.

هیچ کس بدون برنامه ریزی حتی غذا هم نمی پزد و یا به تعطیلات نمی رود؛ با وجود این، بیشتر افراد هرگز یاد نمی گیرند که چگونه برای کارهای زندگی خود برنامه ریزی کنند. در نتیجه، سال ها وقت خود را در کار یا حرفه هایی می گذرانند که با پیشنهاد شخص دیگری انتخاب کرده اند. شاید هم به این دلیل که دیگران آن را انجام می دادند، یا شاید کاری ساده و یا تنها کار موجود بوده و در واقع آنها «کار دیگری برای انجام دادن» نداشته اند آن را پذیرفته اند.


سهم شخصیت در موفقیت

شما می توانید یک میلیاردر باشید و افرادی که شما را می شناسند، از هر لحاظ شما را فرد موفقی بدانند دلیل آن ساده است؛ می توانید میلیاردر باشید، بدون اینکه شخصیتی داشته باشید. شخصیت، آخرین و پنجمین عامل فرمول موفقیت است و بدون شخصیت، بهترین نگرش ها، قوی ترین مهارت ها، دقیق ترین فلسفه ها و ارزشمندترین اهداف، هیچ معنایی ندارند. هیچ یک از چهار عامل قبلی فرمول موفقیت، به این اندازه مهم نیست. شیادان هم شاید بتوانند ثروت بسیاری جمع کنند و اموال فراوانی داشته باشند؛ اما هرگز به معنای واقعی، موفق نیستند.

مصرف چه میزان پروتئین در روز لازم است

پروتئین یک ماده محافظتی اصلی برای بدن محسوب می شود. پروتئین ترکیب ماده اصلی و تشکیل دهنده ماهیچه ها می باشد و وجود آن در شکل گیری و ساخت سلول ها ضروری است. وجود پروتئین همچنین در عملکرد سیستم امنیتی بدن حیاتی می باشد و در صورت محرومیت از پروتئین ، بدن بیشتر در معرض بیماری ها و عفونت ها قرار می گیرد. اگر فردی جراحی، زخم و یا سوختگی داشته باشد به پروتئین بیشتری نیاز دارد تا زخمها زودتر بهبود یابند. پروتئین های استفاده شده دربدن از چند آمینو اسید مختلف ساخته شده اند. بدن خود قادر به ساختن بعضی از آمینو اسیدهای می باشد. آمینواسیدهایی را که بدن قادر به ساختن آنها نیست آمینو اسیدهای ضروری نامیده می شوند چون وجود آنها در غذا ضروری است.

برای بدست آوردن پروتئین های کافی از رژیم غذایی باید هر روز از غذاهای متنوع استفاده کنیم. رایج ترین منبع پروتئین گوشت می باشد. شیر و دیگر انواع لبنیات نیز از پروتئین غنی هستند. سفیده تخم مرغ بنابر بعضی ادعاها کاملترین نوع پروتئین را دارد. بسیاری از این منابع حیوانی پروتئین، حاوی چربی بالایی هم هستند.

برای پرهیز از مصرف چربی زیاد، از گوشت های کم چربی (گوشت مرغ- ماهی- گاو و گوساله) استفاه کنید. آنها را به شکل پخته شده ، کباب شده ، آب پز شده استفاده نمایید. البته بدون اضافه کردن چربی و روغن هنگام پخت.

گیاهخواران نیز می توانند پروتئین کافی در رژیم غذایی خود داشته باشند. گیاهخوران می توانند از طریق مصرف لوبیاها، عدس ، سبزیجات و غلات پروتئین را به بدن خود برسانند.

حال باید بدانیم که بدن ما روزانه به چه میزان پروتئین نیاز دارد؟ افراد بالغ متوسط به ازای هر کیلو از وزن خود به ۰٫۸ گرم پروتئین نیاز دارند. این مقدار برابر است با مصرف ۴۵ الی ۷۰ گرم پروتئین بطور روزانه برای اکثر بالغین به ترتیب برای خانم ها و آقایان.

خانم های باردار یا شیرده به بیش از ۲۰ گرم پروتئین اضافی در روز نیاز دارند تا احتیاجات جنین و یا نوزاد خود را برآورده نمایند.

بهترین و مناسب ترین میزان مصرف پروتئین گوشتی بین۶۰- ۹۰ گرم در هر وعده غذایی (ناهار و شام)و ۶۰-۹۰ گرم مصرف پروتئین لبنی می باشد (تقریبا ۱ فنجان شیر یا ۶۰ گرم پنیر) . محصولات پروتئینی کم چربی و بدون چربی بهترین انتخاب هستند.

5 خوردنی مفید

خوردنی‌هایی که می نویسم تنها در کام شما لذیذ نیست که در حفظ تناسب و سلامت اندام شما نیز نقش موثری ایفا می کند.

۱- سیب
تحقیقات حاکی از آن است که سیب به دلیل محتوای آنتی اکسیدانی قوی حقیقتاً شما را بی نیاز از دکتر می کند. (ضرب المثل انگلیسی: روزی یک سیب بخور تا رنگ دکتر را نبینی!) به شخصه به هیچ قیمتی حاضر نمی شوم فرصت گاز زدن به یک سیب درخشان و خوش آب و رنگ را از دست بدهم اما افق دید خود را گسترش دهید! به خوراک جو دوسر که بسیار برای صبحانه مفید است اندکی سیب رنده شده بیفزایید. همچنین برش هایی از سیب به ساندویچ بادام زمینی خود اضافه کنید.

۲- قره قاط

پختن این میوه ترش و خوش آب و رنگ بسیار لذت بخش است. قره قاط از سوزش مجاری ادرار در صورت ابتلای شما به بیماری دستگاه تناسلی جلوگیری می کند. این میوه سرشار از آنتی اکسیدان و ویتامین آ و ویتامین سی است. نیم فنجان قره قاط تازه تنها ۲۵ کالری دارد. از همین رو هر وعده دست کم یک فنجان پر آن را میل کنید. قره قاط خرد شده و تازه را روی سالاد بپاشید یا خشک شده آن را به کلوچه یا سالاد کلم بیفزایید.

۳- کدو حلوایی

این میوه سرشار از ویتامین آ و فیبر است و اگرچه دارای نشاسته است؛ کمتر از آن چه گمان می کنید کالری دارد. یک فنجان کدوی پخته حاوی تنها ۸۰ کالری است؛ کمتر از برشی از یک قطعه نان. شش گرم فیبر بخورید تا چنان سرزنده و شاداب شوید که هیچ گاه خطا نکنید! کدو حلوایی را علاوه بر شیره افرا می توان با اندکی دارچین صرف کرد. به جای سیب زمینی یا برنج برش هایی از کدو حلوایی را به سوپ خود بیفزایید تا غذای شما مقوی تر شود.

۴- کلم

پاییز فصل همه انواع کلم است. از همین رو سالاد پاییزی بدون کلم تنها حکایت از بی سلیقگی دارد. کلم خصوصیات ضدسرطان قدرتمند و کالری اندکی دارد. گل کلم با روغن زیتون و گردوی برشته بسیار مفید و خوش خوراک است.

۵- انگور
انگور سرشار از موادی است که از برخی انواع سرطان و بیماری های قلبی جلوگیری می کند. هنگام سرخ کردن جوجه به تابه انگور قرمز بیفزایید. به برنج نیز می توان انگور خشک شده (کشمش) یا حتی انگور تازه افزود. اگر خوشه ای از انگور را در یک کاسه آب چند ساعت داخل فریزر بگذارید بسیار مطبوع و لذیذ خواهد بود.